آذر ۲۷، ۱۳۸۸

کی داره فتنه میکنه؟

همش دارن جار میزنن از فتنه! فتنه!
اما خودشون روی هرچی فتنه گره سفید کردن!
دو تا بسیجی بردن جلوی دوربین،عکس فلانی رو آتیش بزنن تا مثلا پیش مردم برای سرکوب مخالفین یک مقبولیتی ایجاد کنند!!
البته لازم به گفتن نیست که درسته که شاید عده زیادی از ما مردم اصلا خمینی رو قبول نداشته باشیم. ولی اینقدر شعور داریم که به عقاید طرف مقابل بی احترامی نکنیم. (حداقل به خاطر حفظ وجاهت و منطقی بودن خودمون!)
این قسمت از حرف های دکتر برام جالب بود، شما هم بخونید. متن کاملشو میتونین توی سایت شخصی دکتر سازگارا بخونید (مربوط روز سه شنبه 24 آذر):






"... بعد از 13 آبان که در چند نقطه تهران عکس های اقای خامنه ای رو پایین اوردن و فیلمش هم پخش شد که گذاشتن از روش رژه رفتن بچه ها در خیابون ایشون به جد در دستور گذاشته بوده بخصوص از سپاه خواسته بوده که مراسم بگذارند، راهپیمایی بگذارن، توهین به رهبری و ولایت فقیه شده بگذارند و یک حرکت مردمی درست کنند برای خودش منتها چون دیدن که هیچ جذابیتی نداره دست به کار این داستان عکس امام شدن و این بساطی که راه انداختن بلکه بتوانند با مطرح کردن عکس امام طرفدارایی رو جذب کنن که روز جمعه گذشته بعد از نماز جمعه ها در سطح کشور دیدیم که این حنا هم رنگی نداشت. به هر حال مراسم دیروز بچه های دانشگاه تهران هم برگزار شد و در اونجا به شدت اینجور حرفها و توطئه ها رو افشا کردن. ... "



پی نوشت: جا داره همین جا از آقای مهرداد اصفهانی به خاطر یادداشت جالبی که برای این پست گذاشتن صمیمانه تشکر کنم، در ادامه توصیه میکنم از نظر این دوست عزیز سبزمون هم استفاده ببرید.

یامهدی شیخ مهدی (پوستر جدید از حاجی کروبی)


بنازم به رشادت این مرد دلیر، که نشون داد مردونگی تو این مرز و بوم نمرده.


آبان ۱۳، ۱۳۸۸

13 آبان در اصفهان

گرچه 13 آبان در اصفهان سبز شد ولي صد افسوس از وقاحت بسيج و لباس شخصي ها!!!
گزارش زیر را یکی از شاهدان عینی مراسم راهپیمایی امروز در اصفهان برای موج سبز آزادی ارسال کرده است که عینا منتشر می‌شود:



در حدود ساعت 10:30 دقیقه‌ی صبح جمعیت قابل ملاحظه‌ای در میدان انقلاب اصفهان اجتماع کرده بود و همین طور تعداد زیادی از نیروهای امنتی پلیس و لباس شخصی حضور داشتند. جمعیت به مراتب بیشتر از روز قدس بود ولی به دلیل تجربه‌ای که نیروهای امنیتی از روز قدس به دست آورده بودند اجازه‌ی شکل گیری هسته‌ی راهپیمایی را به سبزها ندادند. 

در مقابل بانک صادرات به مردم حمله و تعدادی را دستگیر کردند. اندکی بعد عده‌ای از سبزها شعار مرگ بر دیکتاتور و جمهوری ایرانی سر دادند که با حمله‌ی نیروهای پلیس متفرق شدند.
جمعیت معترض بعد از مدتی از خیابان چهارباغ به سمت دروازه دولت به حرکت در آمد و در مقابل خیابان آمادگاه دست به تجمع زد و شعارهای الله‌اکبر و مرگ بر دیکتاتور سر داد که باز هم با حمله‌ی نیروهای انتظامی و لباس شخصی عده‌ای دستگیر شدند و جمعیت نیز دوباره متفرق شد.

عده‌ای به سمت میدان انقلاب و بخشی به طرف دروازه دولت به راه افتادند. در این هنگام همه‌ی پاساژها و تعداد زیادی از مغازه‌های آن محدوده اقدام به تعطیل کردند و خیابان برای مدتی مسدود شد.

ولی دوباره جمعیت معترض که هر لحظه به جمعیت آن‌ها اضافه می‌شد با ایجاد تجمع های کوچک به شعار دادن می پرداختند. ولی به دلیل ازدحام بیش از حد و خشونت بالای نیروهای امنیتی بیشتر راهپیمایان سکوت اختیار کرده بودند.

رفته رفته با زیادتر شدن جمعیت و تعطیل شدن مدارس اوضاع از دست مامورین خارج شد و دسته‌های کوچک مردم بدون مزاحمت به سر دادن شعار و خواندن سرود یار دبستانی می‌پرداختند.

در حدود ساعت 12:30 نیروهای لباس شخصی و بسیج با باتوم و گاز فلفل به طور گسترده به مردم معترض حمله کردند. تا جایی که برای متفرق کردن مردم در مقابل خیابان آمادگاه اقدام به شلیک هوایی کردند که با رژه ی مداوم نیروهای موتور سوار و آژیر های گاه و بیگاه آنبولانس ها و اومبیل های پلیس فضایی رعب‌آور و امنیتی را به وجود آورد. و کم کم باعث متفرق شدن کامل مردم معترض شد.
نیروی انتظامی و پلیس از درگیر شدن با مردم پرهیز می‌کردند و حتی در مواردی به خوش و بش کردن و توصیه‌ی دوستانه به مردم مشغول بودند ولی برعکس آن‌ها نیروهای لباس شخصی و بسیج وقاحت را به جایی رسانیده بودند که خودروی افرادی را که با خانواده‌ی خود در حال عبور بودند به جرم گرفتن فیلم متوقف کرده و سخیف‌ترین و بی‌شرمانه‌ترین رفتار را با آن‌ها انجام می‌دادند و به صدای اعتراض مردم به این اقدامات را با گاز فلفل و باتوم و لگد و مشت پاسخ می‌دادند. رفتار این بسیجیان که بعضا سنشان به 20 سال هم نمی‌رسید با مردم دل هر انسان میهن دوست و بافرهنگی را به درد می‌آورد.